زندگی نامه شهید دلنواز

ولا تخسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاًبل احیاء عند ربهم یرزقون

در غروب خونین روز دوشنبه نهم تیر ماه 1359 یکی دیگر از فرزندان راستین اسلام و انقلاب و یکی از پویندگان راه حق و حقیقت برادرمان سعید دلنواز که با قلبی مطمئن و در راهی مشخص صادقانه قدم بر می داشت ،در راه حق و عدالت و آزادگی و در راه اسلام و عصیان علیه شرک و تسلیم به الله در شمال غرب کرند آگاهانه و از سر شوق شهادت را پذیرا شده و در  خون سرخ خود غوطه ور شد و همچون پاکان تبارش با اهدا خون خویش انقلابمان و جامعه شهید پرور مان را تطهیر کرد .

برادر شهید دلنواز در سال 1335در یک خانواده مذهبی در شهر کرمانشاه بدنیا آمد. تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را در این شهر به پایان رسانید. او در زمان خفقان شدید دیکتاتوری و استبداد رژیم سابق در انجمن های اسلامی و گروههای مذهبی فعالیت های چشمگیری داشت و در این راه واقعاً از جان خود مایه می گذاشت.

وی بعد از بعد از اتمام دوران دبیرستان به دانشکده ارتباطات و مخابرات رفت و در آنجا هم با وجود حاکم بودن جو سانسور و اختناق رژیم ،با الهام از مکتب راستین اسلام در مقابل تعهد و مسئولیتی که بر دوشش سنگینی می کرد سکوت نکرد و در برابر مظالم و زور گویی ها حرکت های زشت و ضد اسلامی رژیم "نه"گفت و به مبارزه پرداخت و شروع به فعالیت و تبلیغ و ارشاد نمود که عاقبتهمانطور که پیش بینی می شد،توسط مزدوران و سرسپردگان رژیم از دانشگاه اخراج شد. اما او که میزان استقامت و پایداریش خیلی بالاتر  از اینها بود هیچ گاه از پا نایستاد و باز هم با تمام وجودش در مسیری که افتاده بود پیش رفت و در آشکار و پنهان به فعالیت های خود ادامه داد . وی قبل از به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی ملتمان به رهبری امام خمینی کبیر با دستگاه چاپ و تکثیری که با کمک چند تن از برادران تهیه کرده بود ، اعلامیه های مختلف و پیامهای امام را در سطح وسیعی پخش میکرد .

او در سال 1357 به دانشگاه آزاد اسلام اباد غرب راه یافتو در همان بدو ورود به آنجا شرو به فعالیت کرد ،به پراکندگی و تفرقه و تشتت دانشجویان مسلمان پایان بخشید و آنها را به گرد . او از موسسین  و اعضاء فعال انجمن اسلامی مراکز آموزشی دانشگاه آزاد ایران بود . سعید یکی از طرفداران پروپا قرص انقلاب فرهنگی بود و در جهت ارائه و اشاعه این امر بسیار کوشا بود . علاوه برا اینها ،وی سمت شهردار کرند غرب را عهده دار بود و نیز در گروه فرهنگی جهاد سازندگی و گروه تحقیق هیات هفت نفره واگذاری زمین مشغول انجام وظیفه بود. سعید در راه اسلام و انقلاب و در خط امام و خدمت به خلق لحظه ای دریغ نمی کرد و در این راه صبح را به شب و شب را صبح می رساند.

اوبسیار دور اندیش با وفا ،امانت دار،پر نشاط ، صادق و درستکار بود با دیگران با اخلاق نیکو بر خورد می کرد کار هایش را فی سبیل الله انجام میداد . در محیط خانواده بسیار مهربان بود و رفتاری توام با ادب و احترام فوق العاده داشت.

مادر شهید پرور او در رابطه با فرزند شهیدش چنین می گوید:

ما سعید را در راه خدا دادیم . خداوند این قربانی را از ما قبول کند. سعید همیشه می گفت : برای مردم باید کاری کرد و زیاد هم کار کرد ،شبها وقتی از خواب بیدار می شدم می دیدم که در حال خواندن قران است.آن شهید آرزو داشت که به مکه معظمه مشرف شود.

و بالاخره در عاشورای نهم تیرماه 1359 سعید این فرزند شایسته اسلام که با قلبی افروخته از عشق به الله بی تابی میکرد و عاشقانه می سوخت ،توسط ضد انقلابیون به درجه رفیع شهادت رسید.

                                                    روحش شاد یادش گرامی باد